عبد الله قطب بن محيى

136

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

در محل خود به فعل آيد ، ارادهء ما عند اللّه است و امور باقيه و قوّهء قهريه كه در غير محل خود به فعل آيد ، غضب است بر كسى كه به وجهى از وجوه وجود او مانع بلوغ اين كس باشد به بعض لذّات طبيعيّه ، و آنچه در محل خود به فعل آيد ، غضب است بر كسى كه مانع او باشد از اكتساب حسنات باقيه و خرسنگ راه حق باشد نسبت به او و اخوان او از سالكان راه ، پس حكمت خداى عزّ و جلّ در گماشتن اضداد و هر مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ « 1 » بر سالكان ، آن است كه محل ظهور قوهء قهريّه ايشان پيدا شود تا آن قوه به فعل آيد و موجب حصول مضاهات ايشان باشد با عالم اعلى . پس هر سالك كه آن مجال را غنيمت نشمرد و چون اضداد در مقابله درآيند ، ضعف بشرى و عجز طبيعى يا طمعى كاذب يا خوفى لازب ، او را بر آن دارد كه با ايشان طريق ملاينه و مداهنه سلوك كند ، آن رحمت را بر خود ضايع كرده باشد و آن قوّه را در خود فروميرانيده‌باشد . أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ « 2 » اشاره به محل ظهور قوّتين است ؛ و اضداد سالكان بما هم اضداد السالكين الى اللّه محلّ ظهور قوّهء قهريه‌اند و لايق به شدّت و غلظت ؛ و هرچند غلبهء صوريه ايشان را باشد سالك بايد كه از ايشان نترسد و انديشه نكند . و شدّت و غلظت دو نوع است : يك نوع آن است كه به سر ايشان روند و ايشان را كفّ و زجر كنند و به حال خود بازنگذارند و اين‌طور در اين روزگار ميسّر نيست ، براى اينكه غلبه اهل باطل را است الّا ان يشاء اللّه ، نوع دوم آن است كه اگر به سر ايشان نروند به پاى ايشان هم نيفتد و اگر خشونت نكنند مداهنه نيز ننمايند ، به حال خود باشند ، و از ايشان كناره گيرند و با خير و شر ايشان كار نداشته باشند ، نه حاكم كس نه محكوم كسى ، و هر سالك كه اين مقدار قوّه نداشته باشد او را از سلوك هيچ نصيب

--> ( 1 ) . سوره قلم ، آيه 12 « مانع خير متجاوز گناه‌پيشه » . ( 2 ) . سوره فتح ، آيه 29 « بر كافران سختگير [ و ] با همديگر مهربانند » .